مهرداد یکم اشکانی

مهرداد یکم، پادشاه اشکانی، همراه با یک طومار در شهر باستانی سلوکیه، با سربند طلایی، لباس کرم‌رنگ با گلدوزی‌های طلا، ردای سلطنتی ارغوانی که با یک سنجاق تزئینی بسته شده است

تاریخ ایران سرشار از پادشاهانی است که در شکل‌گیری و شکوفایی این سرزمین نقشی ماندگار داشته‌اند. مهرداد یکم اشکانی یکی از برجسته‌ترین آنان است؛ پادشاهی که از او به‌عنوان «کوروشِ اشکانیان» یاد می‌شود. در این مقاله کوتاه نگاهی خواهیم داشت به زندگی، دستاوردها و میراث او.

در روزگاری که اشکانیان هنوز به یک قدرت جهانی تبدیل نشده بودند و از هر سو با تهدیدهای گوناگون روبه‌رو بودند، فرهاد یکم، پادشاه وقت اشکانی، دست به کار عجیبی زد. او برخلاف سنتِ جانشینی، تاج و تخت را نه به پسرانش، بلکه به برادر خود مهرداد سپرد. تصمیمی که بعدها به یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های تاریخ ایران تبدیل شد.

پس از این انتقال قدرت هوشمندانه، مهرداد بی‌درنگ راه گسترش و استحکام قدرت اشکانیان را در پیش گرفت. او به‌خوبی می‌دانست که برای ساختن یک شاهنشاهی بزرگ، نخست باید مرزهای شرقی را امن سازد. در آن زمان، پادشاهی یونانی-باختری که روزگاری از قدرت‌های بزرگ منطقه به‌شمار می‌رفت، درگیر بحران‌ها و جنگ‌های داخلی شده بود. مهرداد این فرصت را غنیمت شمرد و با لشکرکشی‌های پیاپی، مرو و بخش‌هایی از باختر را فتح کرد و بدین‌سان شاهراه بازرگانی جاده ابریشم را تحت کنترل ایران درآورد.

اما هدف بزرگتر مهرداد، امپراتوری سلوکی در غرب بود؛ همان جانشینان اسکندر که نزدیک به دو سده بر بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های ایران فرمان رانده بودند. مهرداد با ارتش نیرومند خود به سوی غرب تاخت. نخست ماد و هگمتانه را از چنگ بیگانگان رهانید، سپس آتروپاتن را به قلمرو اشکانیان افزود و سرانجام با فتح بابل و سلوکیه، کمر امپراتوری سلوکی را در هم شکست. بدین‌سان، در سال ۱۴۱ پیش از میلاد، مهرداد وارد پایتخت یونانی‌ها شد و در آنجا تاج‌گذاری کرد. این تنها یک پیروزی نظامی نبود. بلکه اعلام تولد دوباره شاهنشاهی ایران بود.

با گسترش فتوحات و افزایش قدرت اشکانیان، مهرداد عنوان باستانی «شاهنشاه» را برای خود برگزید؛ حرکتی که یادآور کوروش بزرگ و داریوش بزرگ بود و جایگاه اشکانیان را به عنوان وارثان مشروع شاهنشاهی ایران در تاریخ تثبیت کرد. افزون بر این، در دوران فرمانروایی مهرداد، نهاد مهستان، شورای اشراف و بزرگان ایران، به اوج اقتدار خود رسید و به یکی از منحصربه‌فردترین نهادهای سیاسی جهان باستان تبدیل شد.

حالا شاید بپرسید چرا به مهرداد یکم «کوروشِ اشکانیان» می‌گویند؟ زیرا مهرداد با مغلوبان خود با مدارا رفتار می‌کرد. او به مردمان سرزمین‌های فتح‌شده اجازه داد آیین‌ها و فرهنگ خود را حفظ کنند. نمونه‌ای از این رفتار را می‌توان در برخورد او با دیمتریوس دوم، پادشاه سلوکی دید. هنگامی که دیمتریوس در جنگ اسیر شد، مهرداد نه‌تنها او را شکنجه یا اعدام نکرد، بلکه با او رفتاری بزرگ‌منشانه داشت و اجازه داد تا پایان عمر در آسایش زندگی کند. این یعنی دیپلماسی و دوراندیشیِ یک شاهنشاه ایرانی.

در نهایت، هنگامی که مهرداد چشم از جهان فروبست، قلمرو ایران از هندوستان تا میان‌رودان گسترش یافته بود. همچنین ساختارهای سیاسی، نظامی و فرهنگی‌ای که او پایه‌گذاری کرد، برای قرن‌ها پابرجا ماند. او با اتکا بر تدبیر و قدرت نظامی، ایران را به‌طور کامل از زیر سایه جانشینان اسکندر بیرون کشید و وارد عصر تازه‌ای کرد. از این رو، نام مهرداد بزرگ یکم، معمار شاهنشاهی اشکانی، تا ابد در قلب تاریخ ایران خواهد درخشید.