منشور کوروش، مشهورترین یادگار بهجامانده از کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی است. این استوانهٔ گِلی که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، روایت رسمی فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد و سیاستهای کوروش پس از ورود به این شهر را در خود جای داده است. بسیاری از مورخان این اثر را نخستین منشور حقوق بشر میدانند؛ چرا که مفاهیمی همچون احترام به باورها و فرهنگهای گوناگون، لغو بردهداری، بازگرداندن تبعیدشدگان و تلاش برای برقراری نظم و عدالت را بازتاب میدهد.
مشخصات منشور کوروش
منشور کوروش استوانهای از گِل پخته است که به فرمان کوروش بزرگ، پس از فتح بابِل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شد. متن این اثر به زبان اَکَدی (بابلی نو) و با خط میخی بابلی نوشته شده است؛ زیرا اَکَدی در آن دوران زبان رسمی نگارش اسناد حکومتی و اداری در میانرودان به شمار میرفت. این استوانه حدود ۲۲٫۵ سانتیمتر طول و نزدیک به ۱۰ سانتیمتر قطر دارد و متن آن در حدود ۴۵ سطر بر سطح آن نگاشته شده است.
کشف منشور کوروش
منشور کوروش در سال ۱۸۷۹ میلادی طی کاوشهای باستانشناس آشوریتبار هرمزد رسام در ویرانههای شهر باستانی بابل کشف شد. این استوانه در پیِ ساختمان اصلی معبد بزرگ مردوک، مشهور به اِساگیلا، قرار داشت؛ جایی که طبق سنت آن روزگار، شاهان میانرودان اسناد بنیانگذاری و یادبودهای خود را در آن دفن میکردند. پس از کشف، این اثر به موزهٔ بریتانیا منتقل شد و اکنون نیز در همان موزه نگهداری میشود. در سال ۲۰۱۰ میلادی، منشور کوروش برای مدتی به ایران امانت داده شد و در موزهٔ ملی ایران در تهران به نمایش درآمد؛ رویدادی که با استقبال گستردهٔ مردم و علاقهمندان به تاریخ روبهرو شد.
ترجمه منشور کوروش
از زمان کشف این اثر تاکنون، پژوهشگران بسیاری متن آن را ترجمه و بررسی کردهاند. از مهمترین آنان میتوان به هنری راولینسون و تئوفیلوس جرج پینچز اشاره کرد. در ایران نیز پژوهشگران برجستهای همچون پروفسور ارفعی و شاهرخ رزمجو ترجمهها و پژوهشهای ارزشمندی دربارهٔ این اثر منتشر کردهاند.
پیام منشور کوروش
منشور کوروش مجموعهای از موضوعات تاریخی و سیاسی مربوط به آغاز فرمانروایی کوروش بزرگ بر بابل را دربر میگیرد. مهمترین بخشهای آن عبارتاند از:
- معرفی کوروش و نسب او
- شرح نارضایتی مردم از حکومت نبونئید
- انتخاب کوروش از سوی مردوک
- ورود آرام سپاه ایران به بابل
- جلوگیری از غارت و خشونت
- احترام به مردم شهر
- بازسازی معابد
- بازگرداندن پیکرهٔ خدایان به شهرهایشان
- بازگرداندن گروهی از تبعیدیان به سرزمینهای خود
- برقراری امنیت و نظم در سراسر شاهنشاهی
متن زیر بازآفرینی ادبی بر پایهٔ محتوای منشور کوروش است که با زبانی ساده و روان، مفاهیم اصلی آن را بازتاب میدهد:
منم کوروش، شاه بزرگ، شاه شاهان، پسر کمبوجیه، از خاندان هخامنشی. آنگاه که مردم بابل از ستم و بیتدبیری «نبونئید» به ستوه آمده بودند، آیینهایشان کمرونق شده و پرستشگاههایشان ویران گشته بود، «مردوک»، خدای بزرگ بابل، مرا برگزید تا بار دیگر آرامش و آبادانی را به این سرزمین بازگردانم. پس با سپاهی بزرگ، بیآنکه جنگ و خونریزی درگیرد، وارد بابل شدم. مردم این سرزمین مرا با آغوش باز پذیرفتند و من فرمان دادم که هیچ رنج و گزندی به آنان نرسد. امنیتِ جان، مال و زندگیِ مردمان را پاس داشتم و نگذاشتم خانهها و داراییهای آنان مورد تعرض قرار گیرد. بساطِ بردهداری را برانداختم و اعلام کردم که همگان، با هر آیین و باوری، در پرستش خدای خویش آزاد باشند. پرستشگاههای ویران را بازسازی کردم، پیکرهٔ خدایان را به جایگاههای اصلی خود بازگرداندم و زمینه را برای برگزاری دوبارهٔ آیینهای کهن فراهم ساختم. تبعیدشدگان را به سرزمینهای خویش بازگرداندم تا بار دیگر در خانه و کاشانهٔ خود، زندگی را از سر گیرند. در سراسر شاهنشاهی، امنیت و نظم را استوار ساختم تا مردمان گوناگون، با زبانها، فرهنگها و باورهای متفاوت، در صلح و آسایش در کنار یکدیگر زندگی کنند. باشد که تا جهان برجاست، داد بر ستم چیره گردد، آزادی بر بندگی پیروز باشد و آبادانی جای ویرانی را بگیرد.
سخن پایانی
منشور کوروش، فارغ از دیدگاههای گوناگون پژوهشی دربارهٔ ماهیت و تفسیر آن، بیتردید یکی از ارزشمندترین اسناد برجایمانده از جهان باستان به شمار میرود. این استوانه، تصویری از آغاز فرمانروایی کوروش بزرگ بر بابل و شیوهٔ ادارهٔ سرزمینهای گوناگون در دورهٔ هخامنشی ارائه میدهد؛ شیوهای که بر برقراری نظم، احترام به باورها و فرهنگهای مختلف، بازسازی شهرها و ایجاد ثبات در گسترهٔ پهناور شاهنشاهی استوار بود. امروزه، پس از گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال، منشور کوروش همچنان بهعنوان یکی از برجستهترین نمادهای تاریخ ایران و تمدن جهان باستان شناخته میشود و یادآور اندیشهها و شیوهٔ فرمانروایی یکی از تأثیرگذارترین پادشاهان تاریخ است.


